بردگان به مد: تاریخچه و تحلیل مختصر از مد زنان در آمریکا

مد آمریکایی ، دهه 1780. L. کت و شلوار به سبک فرانسوی؛ LC لباس به سبک فرانسوی؛ RC و کت و شلوار R.

تاریخچه مد زنان آمریکا

لباس هرچه آدم بزرگ باشد ، مرد را رقم می زند. یک کت و شلوار مناسب ، داستان بسیار متفاوتی را نسبت به شلوار جین پاره شده و یک تی شرت بیان می کند ، اما هر دو داستان هنگام تلاش برای درک روند تکامل مد و تأثیراتی که بر آن وارد شده است ، بسیار مهم هستند. صرف نظر از اینکه دوست داشته باشیم یا نه ، مد نقشی ذاتی در شکل دهی به جامعه ایفا کرده است. این راهی برای درک جهان و کسانی است که پیش روی ما قرار گرفته اند.

به عنوان مثال ، روندهای مختلف مد نشانگر وضعیت و همچنین دریچه ای از نگرش به نقشهای جنسیتی ، تمایلات جنسی و تصویر بدن است. لباس ممکن است مرد را رقم بزند ، اما این زن را نیز می سازد. در حقیقت ، لباس اغلب او را قالب می کرد و او را به شکلی محدود می کرد که ممکن است او برای خودش نخواسته باشد. لباس او را توانمند کرده و او را تشویق کرده است تا احساس استقلال خود را بدست آورد. آنها او را تصدیق کرده اند و او را به چیزی بیش از ریزه کاری تبدیل نمی کنند که مردان بتوانند در آن خیره شوند. آنها به او قدرت داده اند و طعم و مزه ای از آنچه که او قادر به انجام آن است ، به او داده اند.

مد زن استعماری: خانواده و عملی

هنگام بحث درباره تأثیر هر چیز بر تاریخ یک ملت ، منطقی ترین مکان برای شروع در آغاز است. البته قرن ها قبل از استعمار اروپا وجود دارد كه قبایل بومی آمریكا روش های و روش هایی را برای لباس پوشیدن خود تهیه كرده اند كه به تنهایی متنوع و جذاب هستند ، اما آنها امروزه با شیوه های مدرن مد ارتباط ندارند. در عوض ، این تمرکز به سمت شیوه های مد مهاجران اروپایی - به ویژه آنهایی خواهد بود که از انگلیس تبرئه شده اند - که جهان جدید برای آنها وعده های آزادی از آزار و اذیت مذهبی و آینده ای روشن و بالقوه مملو از ثروت ها ، گرچه با وجود چشم انداز آینده ای درخشان ، نگه داشته است. استعمارگران بیش از چند هنجار اجتماعی از خانه خود حمل می کردند که در شهرک های جدید خود کاملاً پابرجا بودند. به عنوان مثال ، روابط جنسیتی نقش هایی را كه در سرزمین مادری ایجاد شده بود منعكس می كرد: از زنان جدید انگلیس انتظار می رفت كه نظم و ترتیب خانواده را با مراقبت از كودكان حفظ كنند و به عنوان یك قطب اخلاقی عمل كنند كه پس از آن ، تهیه غذا و همچنین اجرای سایر خانواده ها عمل كنند. کارها با وجود مسئولیت ها و قدرت های بی شماری که در خانه داشت ، همیشه از زن انتظار می رفت که مطیع شوهر باشد. خانواده ها در ایده آل مشترک بودند با پدر که نقش سلطنت را بر عهده می گرفت ، در حالی که بقیه اعضای خانواده به عنوان افراد خود عمل می کردند - عقیده عمومی در اینجا که یک خانه با موفقیت اداره می شود یک جامعه موفق را تسهیل می کند.

انگلستان های جدید این درک را داشتند که شخصیت های زن و مرد با مجموعه خاصی از خصوصیات متمایز و در عین حال مکمل تعریف می شوند. زنان بیش از حد جنسی ، بی نظمی و مستعد ابتلا به هیستری و فریب شرارت بودند ، اما خصوصیات مثبت آنها شامل شادابی ، حساسیت و احساس دلسوزی و ظرفیتی بود. از آنجایی که وظیفه زن این بود که خانواده خود را در این بیابان غیر قابل توصیف رونق ببخشد ، چنین فضیلاتی چیزی بیش از انتظار نبود تا واقعیت. لباس آنها ، مانند ایده آل های اجتماعی آنها ، نسخه ساده ای از آنچه در آن زمان در انگلستان مد بود را نشان می داد. لباس آنها برای عملی در یک بیابان خشن جدید و نه سبک طراحی شده بود. پارچه برای اطمینان از دوام بافته شده بود و بیشتر افراد جدید نیویورك انگلیس فقط در تمام طول عمر خود فقط چند پوشاک را دراختیار داشتند و فقط در مناسبتهای خاص و خدمات كلیسایی بهترین تلاش خود را می كردند. آنها علیرغم آنچه تصویری کلیشه ای کلی از زائران نیوانگلند ممکن است باعث اعتقاد کامل آنها شود ، غافل از هر طیف رنگی نبودند. در عوض ، ظاهر کلیشه ای و ترسناک استعمارگران ظاهر نمی شد تا زمانی که مستعمرات شروع به شکوفایی کردند. در یک محیط مرفه و محیط زیست ، مردم می توانستند برای نشان دادن ثروت و راحتی خود ، توجه خود را به چنین فرومایه هایی مانند مد روی آورند. به عنوان یک پاسخ به چنین نمایشگرهای بی پروا و ظاهراً غیراخلاقی پالایشگاه ، پوریتان تلاش کرد با از بین بردن هر نوع ویژگی تزئینی ، قوانینی را که به سادگی به وجود آمده است ، اجرا کند و به یک سبک متمایز منجر شود تا خود را صدا کنند.

هوپ petticoat یا pannier ، انگلیسی ، 1750-80. پارچه و پارچه بافی ساده. موزه هنر کانتی لس آنجلس ، M.2007.211.198.

روندها و سبک های مد زنانه در قرن های 18 و 19

علیرغم تلاش های پوریتین ها ، هرچه بیشتر مستعمرات رشد و ترقی می کردند ، مد همچنان در بیشتر زندگی استعمارگران نقش بزرگی ایفا می کرد. در حالی که زنان برای حفظ تواضع خود در هنگام عموم ، از کاپوت و مانتو استفاده می کردند ، چنین پوشاک از پارچه های ظریف ساخته می شد که نه تنها به عنوان عهدی برای تقوی خود ، بلکه به وضعیت آنها عمل می کردند. قابل توجه ترین پوشاک که از قرن بیرون می آمد دامن حلقه بود که سالها به اصلی ترین مد زنانه تبدیل می شد. در اصل ، دامن حلقه از طرفین بیرون زده ، اما به تدریج گردتر و زنگ تر شکل گرفت ، هرچند مهم نیست که چه اندازه این لباس بزرگ و یا عجیب و غریب باشد ، اما همیشه به زنان چهره ای کاملاً غیر طبیعی را می داد که از آنها انتظار می رفت. مدل های زنانه اضافه کردن آن به شبح های عجیب و غریب و عجیب و غریب. در ابتدا مدل موها ساده باقی می ماندند و زنان معمولاً سر خود را با کلاه چمن زبر و زینت می بخشیدند ، اما تا پایان قرن ، لبه های لکه دار آنها جای خود را به کلاه گیس های پوشیده شده منحصراً برای امور شب می داد. این کلاه گیس های پیچیده ، زنان را ملزم می کند که اغلب هنگام نشستن در شب قبل از رویدادی بخوابند تا مانع از از دست رفتن کلاه گیس شود. این تصور ناب که یک زن مجبور شده بود با یک کلاه گیس بدون شک دست و پا گیر در بالای سرش بخوابد در موقعیتی ناراحت کننده بخوابد ، طول های بزرگی را که مردم به خاطر مد و زیبایی طی کرده اند نشان می دهد. با این وجود ، این تمرکز روی وضعیت و ظرافت با انقلاب از بین می رود. ناگهان وابستگی به روندهای اروپایی کم کم میهن پرست به نظر نمی رسید. زنان شروع به بافندگی پارچه خود و پوشیدن لباسهای خانگی در ملاء عام كردند ، اقدامی كه در گذشته می توانست نشانگر فوری وضعیت پایین باشد كه هم اكنون به عنوان سمبل غرور و فداكاری به ملت قلمداد می شد.

طرح های آستین تمسخر کاریکاتور نشان می دهد که سبک های جدید را می توان در خفاش های کریکت ، بالن های هوای گرم یا راکت های تنیس مدل کرد.

تکامل مد زنان در قرن نوزدهم

قرن نوزدهم مرحله جدیدی از زندگی آمریکایی را وارد کرد که بر آزادی مذهبی ، از بین بردن تمایز طبقاتی و رد ایده های قدیمی از بسیاری جهات تأکید می کرد. زنان همچنان در بند کرست بودند ، اما کمتر تنگنا بودند و پاشنه های خود را به نفع "صندل های رومی" رها می کردند ، که چیزی بیش از دمپایی بود که با روبان های آن به مچ پا وصل می شد. اسپنسر یا یک ژاکت کوچک با آستین های بلند و تنگ که معمولاً از مخملی تیره ساخته شده است ، در این دوره نیز ظاهر شد. در سال 1819 ، دامنهای کمر امپراتوری زنان به شکل زنگ های بزرگ و بزرگ که اغلب با ردیف های پیرایش آراسته شده بودند ، شکل گرفت. آستینهای پر شده و سیمی با طنز به عنوان "آستین پای گوسفند" که توهمی از شانه های وسیع تر ارائه می داد و مقادیر فراوان از تزئینات دوباره رواج پیدا کرد.

ناتالی بارنی در سال 1896

در قرن نوزدهم ، نقش یک زن به عنوان رهبر پاک و پرهیزگار خانواده به ویژه افزایش یافت و آشکارترین روشی که یک زن می توانست تقوی خود را اثبات کند ، از طریق طرز لباس پوشیدن بود ، اما سبک او نیز باید وضعیت و سطح او را منعکس می کرد. ثروت به عنوان مثال دامن های هوپ بسیار پرطرفدار بودند ، زیرا آنها به زنان این امکان را می دادند که در پارچه های بسیار گران قیمت به رژه بروند. بنابراین ، آنها باید مراقب باشند ، زیرا آنها دائماً باید در یک خط خوب بین خودنمایی عالی و خطر برچسب زدن به عنوان برده مد ، گرد هم آمدند. اگرچه از آنجا که تمرین کرست های تنگ (که هنوز در جنوب رواج داشت) حس وابستگی زن را تقویت می کرد ، زیرا او به سختی می توانست بدون کمک لباس خود را بپوشاند یا خود را خنثی کند ، دشوار است که استدلال کنید که زنان چیزی جز برده های خود بودند. لباس ها.

دامنها بیرون می آمد و شلوغی ها در طول قرن ناپدید می شدند و دوباره ظاهر می شدند ، و به سیلوت های منحصر به فرد و عجیب منجر می شدند. به طور کلی ، مد قرن نوزدهم به معنای منعکس کردن تواضع و در عین حال حفظ احساس سبک بود ، هدفی که مخصوصاً دشوار شد برای زنانی که تصمیم به خداحافظی از خانه های خود در نیوانگلند گرفتند و راهی غرب شدند. این حرکت به سمت غرب با تلاش ناامیدانه برای حفظ جایگاه بالاتر و حفظ نقش های سنتی همراه بود. به بیان ساده تر ، بیشتر خانم ها نمی خواستند مشمول کارهای دشواری شوند که در انتظار آنها بود. آنها از ترس از برچسب زدن بیش از حد مردانه یا از ترس از دست دادن تمدن خود ، از پوشیدن شلوار خودداری کردند. تا زمانی که ممکن است باقی ماندن در گلدانهای خود ، راهی برای این زنان شد تا نشان دهند که پس از اتمام سفرشان ، آماده بازگشت به حوزه زنانه خود شدند.

با این حال ، زنانی که در خانه ماندگار شدند ، متوجه شدند که مد لباس تا چه اندازه آنها را عینی کرده و آنها را در معرض خطر قرار داده است. جنبش ضد برده داری باعث الهام بخشیدن به زنان مانند الیزابت فلپس برای اصلاح لباس شد. زنانی مانند فلپس خواستار رهایی از محدودیتهایی بودند که جامعه و مد به آنها تحمیل کرد و از زنان خواستند که همانطور که برده ها در اختیار داشتند ، بندهای خود را دور بیندازند.

الیزابت استوارت فلپس بخش. (MSS 6997-e. کتابخانه ادبیات آمریکایی کلیفتون والر بارت. تصویر توسط پتینا جکسون)

لباس Bloomer

اصلاح طلبان لباس به دلیل خطرات سلامتی و اخلاقی که برای زنان به وجود می آورد ، آشکارا محکوم کردند. آنها برای اصلاح لباس سالم و راحت فشار آوردند و این امر باعث ایجاد لباس شکوفه شد. مطمئناً چنین لباس هایی با نگرانی زیادی روبرو بودند زیرا مردم می ترسیدند اخلاق جامعه را از بین ببرد. گرچه فارغ از ترس از آن ممکن است برانگیخته شود ، لباس شکوفه به عنوان پیش نمایش آنچه در سالهای بعد می آمد ، به ویژه در مورد دید زنان که به خود و جایگاه خود می پردازند ، خدمت می کرد.

کارتونی از یک زن که لباس Bloomer را پوشیده است ، به نام Amelia Bloomer نامگذاری شده است.

قرن قرن بیستم: یک زن جدید

در اواخر قرن ، آمریکا در حال تجربه شهرنشینی سریع و صنعتی شدن بود. برای دیدن کشور به عنوان یک کل واحد در این زمان ، می توان موجی از مهاجران را در نظر گرفت و ساکنان بی شماری از شهرها را مجبور به جمع شدن در زاغه های شلوغ بدنام و زیاد برای میزان بالای بیماری و مرگ و میر کودکان کرد. مهاجرت گسترده به شهرها بدان معنا بود كه زنان سيستم هاي پشتيباني شده را از دست دادند و در نتيجه بيگانگان براي برخي افراد و آزادي براي برخي ديگر انجام گرفت. در محيطي كه زنان جوان از خانواده خود جدا شده و بسيار مانده بودند كه از خود مراقبت كنند ، زنان نياز به سازگاري داشتند. بنابراین زن جدید ظهور کرد: مستقل ، فعال ، متحرک و با اعتماد به نفس ، هیچ کاری نمی تواند جلوی او را بگیرد و مد او مجبور شد این را تقلید کند.

در کل مد زنانه جسور تر بود و انتظار می رفت زنان ثروتمند روزانه سه یا چهار بار لباس خود را عوض کنند. با شروع دهه ، سبک "کاملاً مرتب شده و لاغر" دختر گیبسون که قبلاً بر زنان مسلط بود ، کم کم محو می شد ، زیرا زنان به طور فزاینده ای تمایلی به تسلیم شکنجه های کرست نداشتند که در آن زمان ساخته می شدند. پنبه سنگین وزن ، جارو ، و تقویت شده با فولاد یا نهنگ برای تقویت بدن به شکل "S" ، به طور موثر برجسته نیم تنه است. با مشاهده محدود انتخاب های مد ، زنی به اسم مری فلپس جیکوب در سال 1913 نمونه اولیه ای از برنج را خلق کرد که خیلی زود محبوبیت خود را در بین سایر زنانی که به دنبال تبدیل شدن به این زن جدید و فعال بودند افزایش یافت. از قضا ، یک پوشاک مشهور که محبوبیت بیشتری پیدا کرد ، دامن تنگ و محکم بود که بند لباس پوشنده معروف به "دامن سرگرمی" را محدود کرد. آنها در بین زنان شهری محبوب بودند تا زمانی که رقص عمومی در سال 1915 باعث خشم مردم شد. لباس ورزشی از آنجا که رایج بدن زنان شد ، در حالی که به آنها امکان حرکت آزادانه را می داد ، محبوبیت یافت. مطمئناً تأكید بر این زن جدید و پرتحرک شده بود ، اگرچه انتظار می رفت كه او هنوز هوای زنانه را حفظ كند.

افرادی که توانستند ثروت خود را از بین ببرند ، این کار را از طریق لوازم اضافی و گران قیمت انجام دادند که برای هرکسی که خود را مد روز می دید ، ضروری بودند. کلاه ها ، که معمولاً با انواع زیادی از تزئینات تزئین شده بودند ، مهمترین چیز برای هر زن بدون توجه به وضعیت اقتصادی بودند. گسترش سفرهای اتومبیل باعث تغییر در مد شد زیرا اکنون نیاز زنان به راحتی ، وسایل نقلیه ورود ، نشستن و خروج از آن وجود داشت. این امر باعث شد که لباس های کاملاً جدید شامل دستکش ، کلاه و عینک مخصوص زنان و آقایان باشد.

پس از آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 ، زندگی و ظرافت ها و نیازها برای تسخیر وضعیت و ثروت كوتاه بود. به نوعی ، این جنگ به تسریع در تصویر ایده آل زن جدید و همچنین تغییراتی كه زنان در جامعه تلاش می كردند كمك كرد. چون تعدادی از زنان مجبور بودند مسئولیت مردان را در نیروی کار به عهده بگیرند. در نتیجه ، زنان شاغل به لباس های عملی احتیاج داشتند. در حالی که دامن ها کوتاه می شدند ، سبک ساده تر می شد و در نتیجه یک لباس مناسب که در آن زمان برای خانم ها ضروری بود ، انجام می شد.

روندهای مد زنانه در دهه 1920

اگرچه زنان هنگام بازگشت مردان از جنگ شغل خود را از دست دادند ، اکنون هیچ چیز نمی تواند مانع از ورود آنها به عرصه عمومی شود ، زیرا در خارج از خانه هایشان طعم زندگی خود را داشتند. جاز گوش مردم را بمباران کرد و چارلستون به هر سالن رقص حمله کرد. دهه 1920 دهه پر زرق و برق پر از اتومبیل های سریع بود ، جوش و شلوار جوش شیرین ، و یک نسل کامل از زنان که حاضر به بازگشت به خانه نیستند. صرف نظر از آرزوهای زنان برای ادامه کار ، نوع جدیدی از فمینیسم که از انتظارات پیر و مردسالارانه از جایگاه یک زن حمایت می کند ، ظهور کرد که از تصویری از زنی که لباس مجلسی داشت ، مردها را دوست داشت ، از زنان در گروه ها دوری کرد و به طور غریزی می دانست که "زندگی کامل خواستار ازدواج و فرزندان و همچنین حرفه ای شدن است."

جوانان دهه 1920 بیشتر از مادران خود تحصیل کرده بودند و از زندگی آزادتر و پر از عاشقانه و سکس برخوردار بودند و برای جدا کردن خود از مادران خود ، زنان جوان به سبک جدیدی نیاز داشتند تا خودشان را صدا کنند. زنان جوان از نظر جنسی كه به عنوان فلاپر شناخته می شوند ، به عنوان هم رقابت و همدم با مردان عمل می كردند و به زودی شیوه ای از لباس را اتخاذ می كردند كه به آنها یك siluette lanky ، پسرانه می داد. دامن فلپ کوتاه و روان بود ، که بهانه ای برای بخشی از لایه های زیر لباس به زنان بخشید. برای اطمینان از ناپدید شدن هر منحنی ، زنان سینه های خود را می چسبانند ، به روزهای کرست باز می گردند و طول های شدید و ناسالمی را نشان می دهند که زنان برای دستیابی به تصویر ایده آل بدن بر روی آنها می روند. تأمل در این عمل متوقف می شود و فکر می کنید که زنان برای پذیرش باید مجبور بودند زنانه خود را سرکوب کنند. اگرچه برای زنان دهه 1920 ، چند لباس زیر سرکوبگر به احتمال زیاد مبلغی اندک برای پرداخت در ازای قدرت این زنان می توانستند از سر مردان آویزان شوند. متأسفانه برای آنها ، مدت کوتاهی که در کانون توجه قرار دارند به سرعت فرسوده می شوند.

J. هوارد میلر

نحوه تغییر مد زنان با افسردگی

سقوط سال 1929 ، زندگی پرشور همه را متوقف کرد. امیدوارم که این فلاپ ها از جوانی خود لذت ببرند و این دوام داشت ، اما اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شود. از آنجا که دهه 1930 این تصور را به وجود آورد که نازک بودن نشان دهنده فقر شدید است ، به نظر می رسد شباهت های مستقیم پسرانه به نظر می رسد یک شبه به نفع اشکال بسیار طبیعی تر بازنشسته شوند. دور کمر و سینه های برجسته بعضاً به نوع بدنی ایده آل که توسط ستاره های صفحه نقره ای مایت وست برپا شده بود ، بازگشتند ، به احتمال زیاد برای بسیاری از افراد خوشحال است. دامنها به تدریج طولانی تر می شدند ، هرچند پشت برای کارهای شبانه لخت بود. زن ایده آل این بود که به طور هم زمان خمیده و لاغر باشد و در تلاش برای تقلید چنین ایده آل واقع بینانه و دست یافتنی ، انتظار می رود که لباس زنانه ساده و بدون فرم باشد و هیچ موضوعی را در جای خود قرار ندهد. علیرغم بازگشت به یک چهره ریزگرد به عنوان نشانه ای ایده آل برای رفاه ، مد بالا جای خود را به بحران ناامید اقتصادی گرفت. در حالی که نمایش لباس خوب مطمئناً برای بسیاری از افراد ثمربخش بود و ثروت خود را از دست می دادند و سعی می کردند که روزهای خوب دهه های قبل را زنده کنند ، اما سر و صدا کردن کمد لباس شخصی برای اکثر زنان آمریکایی عملی نبود ، احساساتی که تا دهه آینده خونریزی می کرد.

دهه 1940 زمان جنگ تعریف شده بود ، جایی که مردان خانه را ترک می کردند و زنان باید بخواهند وظایف خود را چه بخواهند و چه بخواهند بر عهده بگیرند. این جنگ همه چیز را تحت تأثیر قرار داده است ، از جمله مد از آنجا که نیاز به جیره بندی کالاها و مواد مانع از ایجاد سبک های خاص یا منحصر به فرد می شود. در تلاش برای حفظ پارچه ، لباس به هر طریق ممکن ساده شد: تعداد کمتری از جیب ها و دکمه ها آن را بر روی لباس ، پارچه یا هر نوع تزئین رها کرد و آستین ها و نیمکره ها کوتاه تر شدند. بسیاری از خانمها از آنجا که ارزان تر بودند به مکزیک رفتند تا لباس بخرند و این باعث شد تا طراحان الهام بگیرند تا الگوهای رنگی را در لباس خود بگنجانند. سهمیه بندی همچنین الهام بخش بسیاری از لباس های خود بود و بازگشت به زمان ساده تر وقتی لباس فقط به عنوان یک ضرورت انجام می شود و نه تجملاتی است. زنان نیز خلاقیت پیدا کردند ، زیرا کمبود پشم باعث شده است تا لباس مردانه در لباس زنانه مجدداً تغییر یابد. لباس های مجلسی همچنان دارای یک siluette مردانه بودند ، و ظاهری جعبه ای با شانه ها و دامن های گسترده به آنها می داد که با کمرهای باریک سالهای زمستان از بین می رفت. زنان از آنجا که عملکرد و تحرک بیشتری را نسبت به دامن خود ارائه می دادند ، شروع به پوشیدن شلوار کردند. شلوار به خصوص محبوبیت خود را افزایش داد زیرا کار در کارخانه های ماشین آلات سنگین در حالی که پوشیدن دامن به سادگی عملی نبود. مد آنها نیاز به تطبیق با سبک زندگی جدیدشان داشت ، به این معنی که زمان آن رسیده است که از آن لباس ها خداحافظی کنیم و به یک جفت خوب از میان وعده های کاربردی سلام بگویم.

عکس سال 1942 از جرالدین هوف.

"نگاه جدید" دیور در سال 1947

در حالی که لباس زنانه برای کسانی که می توانستند از اوقات فراغت عصر خود لذت ببرند ، به کلی از بین نرفت. لباس های بلند هنوز شب حکمرانی می کردند و غالباً با دنباله ها آراسته می شدند تا کمی جرقه بزنند. لباس های خانگی ممکن است راه را به سبکی که از نظر آمریکایی ناآرام است ، هموار کرده است ، اما فرانسه آماده شد تا وقتی که سرانجام از جنگ پس گرفتند ، به پایه های سنتی خود برگردد ، که در آن زمان کریستین دیور در سال 1947 سبکی با عنوان "نگاه نو" را معرفی کرد. که با کمرهای برجسته ، دامن های شکاف دار و یک شبح فوق العاده زنانه مشخص می شد. نیاز به وسایل نقلیه اضافی برای بیرون کشیدن دامن های کامل از نگاه جدید دیور نشان می دهد که این سبک هر چیزی جدید بود ، اما بازگشت آشکار آن به زنانه به عنوان یک واکنش مستقیم و انتقام جویی از عملکرد مد جنگ است. روزی ریورتر اگرچه به جای توانمندسازی از ضرورت متولد شد ، اما یک تهدید مستقیم برای مردان و جایگاه آنها در جامعه بود. او به سبک و رفتار خود به طور سنتی مردانه بود و این بدان معنی بود که باید برود.

عکس کت و شلوار 'نگاه جدید' که توسط کریستین دیور طراحی شده است. عکاسی توسط جان فرانسوی. لندن، انگلستان. 1947

مد زنان در دهه 50: زنان خانه دار مبارک

با پایان جنگ ، زندگی خانوادگی هرگز جذاب تر به نظر نمی رسید. جامعه ناگهان متوجه شد که به خانه ای پدرسالارانه برمی گردد که روزی ریورتر نمی توانست بیشتر از جایی باشد. اکنون که مردان از جنگ باز می گشتند ، دلیلی برای ادامه حضور زنان در نیروی کار وجود نداشت ، هرچند این امر مانع از این شد که برخی از زنان بدون توجه به آنچه مردان در مورد آن می گویند ، کار کنند. برای مقابله با ترس از اینكه زنان شغل خود را از مردان دزدی كنند ، تبلیغاتی آغاز شد كه در آن جزئیات ایده آل شگفت انگیز و عاشقانه یك زندگی در خانه وجود داشت. بسیاری از زنان طعمه را گرفتند ، بنابراین به نقشهای سنتی خود و شیوه های سنتی تر بازگشتند. دهه 1950 با روند رو به رشد دهه ها قبل با محبوبیت روزافزون در کالاهای تولید انبوه که زندگی را آسان تر می کرد ، به خصوص برای کارهای خانگی زنان ادامه یافت.

در سال 1956 ، سبک جدیدی به نام لباس شیفت به بسیاری از خانه های آمریکایی راه پیدا کرد. در ابتدا زنان را به دلیل طراحی بی نظیر "لباس گونی" مورد تمسخر و لقب خود قرار داد ، با این وجود این سبك را در ركاب ها خریداری می كرد ، ظاهراً به دلیل عدم وجود كمر دور مشخص خود را به خود جلب می كرد. تمسخر به سمت لباس نمونه بارز آن است که وقتی تصویر ایده آل با تصویر واقعی زن مدرن آمریکایی مطابقت ندارد. این یک نمونه بارز از انتظارات جامعه نسبت به زنان زمان است: این که آنها باید زنان خود را از طریق لباس های فرم مرتفع کنند.

محبوبیت این لباس در بین زنان می تواند به عنوان نشانه تغییر نگرش و تمایل به هر چیزی به جز خط کمر تحریک کننده تعبیر شود ، اما ظاهراً لباس تغییر ، فقط مخصوص خانمهای خانه دار بود که فکر می کردند راحت تر از کارهای روزمره خود می روند. از طرف دیگر ، زنان شغلی ترجیح می دهند با لباس های اسپرت زنانه بر روی بلوزهای ابریشمی ، انتظارات جامعه را از زن فوق العاده تر پذیرایی کنند - یک سیلتوی تصفیه شده که غالباً با دستکش ، کلاه و یک جفت پاشنه ضروری جمع می شد. زنان همچنان خود را به کمربندها ، کرست ، جوراب ساق بلند ، لغزندگی و وسایل نقلیه گاه به گاه بار سنگین می کردند. مد دهه پنجاه ، بیشتر ، محافظه کار و محدود کننده بود - احتمالاً محدود کننده ترین آن از دوران ویکتوریا بوده است. بدون شک لباس تغییر به عنوان یک نعمت استقبال برای عده ای به وجود آمد ، اما مطمئناً حضور آن یک استثنا برای قاعده بود.

مد روز جوان برای دختران با دامنهای جاری ، کمرهای ریز و هوای کاملاً آماده در کنار مادران خود بود. برخی از سبک های لبه دار موفق به چنگ زدن به چوب شدند و هنجارهای مد مانند نمای چربی یا شورت های کوتاه جنجالی اواخر دهه 50 را به چالش کشیدند. در عصری که محافظه کاری بر آن حکومت می کرد ، جای تعجب نیست که شلوارک کوتاه به عنوان غیرقانونی تلقی می شد و منجر به بازنگری در قوانین لباس در سراسر کشور می شد. می توان یک قدم عقب و گول زد و در حالی که فکر می کرد "چقدر احمقانه" است ، در مورد مسئولان سالهای گذشت اما بحث و گفتگوهای پیرامون این سبک بهتر به عنوان یک اشاره به ترس دوباره در مورد جنسیت زن مطرح می شود و یک دوگانگی عجیب بین زنانه و حساسیت: این زنان باید از نظر جنسی جذاب باشند اما نه جنسی.

نحوه تغییر مد زنان در دهه 60

در دهه 1960 چیزی در هوا وجود داشته است: طعم نارضایتی از نحوه برخورد جامعه با شهروندان خود که به دهه آینده سرایت می کند. وقتی زنان شروع به دستیابی به حقوق از نظر قانونی ، فرهنگی و اجتماعی کردند ، جنبش رهایی بخش زنانه رو به جلو بود. بتی فریدان فمینیستی با کتاب خود "عرفان زنانه" بذر تغییر ایدئولوژیک کاشت که باعث الهام بخشیدن به بسیاری از زنان ، به ویژه آنهایی که جوان و مجرد بودند ، برای عهده دار شدن اجساد خود بودند. رابطه جنسی یک بار دیگر به سبک و سیاق انجام می شد ، به طور طبیعی ، مد آمریکایی به آرامی شروع به بازتاب آن می کند.

ژاکلین کندی به عنوان عمومی ترین حامی لباس سنتی فرانسوی از فرانسه برجسته شد ، اما تقلیدکنندگان وی بیشتر در بین ثروتمندان یافت می شدند. در عوض ، اکثر آمریکایی ها روشی را در آغوش گرفتند که مینیمالیستی و بدوی بود. یک زن دهه 1960 به طور معمول در طول روز دامن یا دامن بلند یا کف و در طول شب لباس دامن کوتاه می پوشید ، و لباس های شبانه سنتی و طولانی را تحریک می کرد و لباس های کوتاه تری نیز در روز ارائه می داد. سوئیچ کاملاً منطقی به نظر می رسد با توجه به اینکه جوانان دهه دوست نداشتند چیزی بیش از این باشد که به هر طریق ممکن خود را از نسل قدیمی جدا کنند. دامن کوتاه یک دوگانگی به خصوص عجیب را ایجاد کرد که هم زنان را عینی کرد و هم قدرت داد. طول رسوایی دامن که تا کنون دیده نشده بود ، به مردان فرصتی داد تا در مقادیر کم پا و برهنه از او استفاده کنند ، در حالی که همزمان قدرت لازم را برای زنان پوشیده از آنها فراهم می کنند. این دامن کوتاه بدون شک یک پوشاک با جنس جنسی بود ، اما در جذابیت جنسی خود ، به یک منبع قدرت برای زنان تبدیل شد و همچنین نشانه ای از تواضع برای افراد قدیمی بود.

مد در دوران آکواریوم

مخالفت فزاینده نسبت به جنگ ویتنام سوخت بیشتری به آتش سوزی ضد استقرار می بخشد و منجر به بی اعتنایی شدید به ارزش ها و اخلاق اجتماعی می شود که موجب هیپی می شود. به جای تطابق با هنجارهای لباس سنتی ، هیپی ها معمولاً نمادهایی از فرهنگ های خارج از خود را برای الهام بخشیدن به سبک خود ، به معنای عمیق تر به عنوان یک بیانیه سیاسی و نه به عنوان یک محبوب ساده تبدیل می کنند. جریان اصلی روندهای تعیین شده توسط دامن کوتاه را برای تحمل هرچه بیشتر بدن با لباس های بدون آستین ، تقریبا شفاف و شلوار گرم ادامه داد ، هرچند که بی نظیرترین ویژگی مد در اوایل دهه دهه ، عدم مطابقت مشترک بود. برخی از خانمها لباس بلند و صندل پوشیده داشتند ، در حالی که برخی دیگر چکمه های میکرو-مینی و زانو بلند بودند. برخی از افراد به قطعات محافظه‌کارتر و متمرکزتر روی آوردند ، در حالی که برخی دیگر در لباسهای هیپی شلوغ و پرپیچ و خم چرخیدند ، و در نتیجه احساس انحصاری از فردگرایی آغاز شد و با نزدیک شدن به دهه. تا سال 1977 ، زنان به لباسهای بزرگ و پرتلاشمی روی آوردند كه نشان می داد كشور خواستار بازگشت به محافظه كاری است.

روندهای مد دهه 1980: مرد باشید

تغییر به سمت آرمانهای محافظه کار در دهه 1980 به عنوان یک واکنش مستقیم به جنبشهای افراطی حقوق مدنی که آمریکا را لرزاند ، خدمت کرد. دیوان عالی کشور پیروزیهای قبلی مانند رو در مقابل وید و اقدامات مثبت را تا جایی كه به نظر می رسید دادگاه ها ابراز داشتند كه تبعیض دیگر مسئله ای نبود ، سلب كرد. محافظه کاری حاکم بود و اگر زنان می خواستند در نیروی کار جدی گرفته شوند ، لازم است سبک مردانه تری اتخاذ کنند. بیشتر افراد زنده تا به امروز هنوز هم به یاد داشته باشید یا حداقل داستانهایی راجع به لنت های شانه ای شنیده اید ، مهم نیست که چقدر می خواهند فراموش کنند. جنبه جالب و تا حدودی دلهره آور ، روند معروف به "لباس پوشیدن" ، این واقعیت است که انجام این کار به معنای شبیه سازی شانه های گسترده مردان بود ، و این نشان می دهد که باید یک مرد را تقلید کند تا بتواند موفق باشد. بنابراین ، پانسمان قدرت به عنوان یک تمسخر نسبت به پیشرفتهای زنان است.

تکامل مد زنان در دهه 1990: به آینده

مد آندروژنی تا دهه 1990 ادامه خواهد یافت ، اما ویژگی منحصر به فرد از سبک ها در پایان قرن ، موازی به ظاهر مستقیم پایان قرن گذشته بود. در جایی که زنان دهه 1900 میلادی به دامنهای جاری می پرداختند که کف را چرند می زد ، زنان در اواخر قرن بیستم و فراتر از آن ، هر یک از اینچ پوستی را می پوشیدند بدون اینکه نقض قوانین بی عدالتی عمومی شود. چنین روندهایی در قرن بیست و یکم با درجات متفاوت ادامه یافت ، برخی خفیف و برخی شدیدتر از بقیه. دو روند قابل توجه در این دوره اخیر ، روند شفافیت در چندین لباس مختلف - برجسته ترین پیراهن ها و دامن ها - و حضور گسترده گل میخ ها است که همه چیز را از کفش تا روسری تا شلوار جین تزئین می کند. هنرمند دانیل لیسا خاطرنشان کرد: گل میخ نزدیکترین چیزی است که زنان برای محافظت از خود در دنیایی که دچار خشونت است ، به داشتن زره برای رسیدن به خود می گیرند. از طرف دیگر ، لباس های شفاف که پرده های رنگارنگ به نمایش می گذارد یا سینه بند زنانه را زیر لباس می پوشاند ، می تواند به عنوان زنان عینی تعبیر شود ، یا می توان آن را پذیرای جنسی زنانه و حرکت به سمت موضع سالم تر به سمت مثبت بدن دانست. اگرچه تماشای چگونگی واکنش مد به فضای اجتماعی پیرامون آن جالب توجه است ، اما ممکن است خیلی زود قضاوت در مورد نفوذ بیشتر مد را صادر کنیم در حالی که گفته می شود مد هنوز زنده و قوی است.

شاید زمان آن رسیده است که یک بار دیگر به آن آداب قدیمی بپردازیم و می گویند: لباس ، مرد را می سازد. در حالی که درست است که مد مردان در جامعه آمریکایی از اهمیت خاصی برخوردار بودند ، اما اهمیت آن در مقایسه با لباس زنانه بسیار متفاوت است ، که بسیار متفاوت و اساسی از لباس مردان تغییر می کرد. مد زنان دائماً بین عملی و غرور نوسان داشته است. این اشکال ، معانی مختلفی به خود گرفته است و با احساسات مختصری از معاصرانشان دریافت شده است. از آن به عنوان ابزاری برای سازگاری با قالب اجتماعی به همان اندازه که برای به چالش کشیدن و شکستن آن استفاده شده است ، استفاده شده است ، در نتیجه تاریخچه ای رنگارنگ که هنوز هم وجود دارد و تا زمانی که مد یک پسوند اساسی هویت شخص باشد ، تغییر خواهد کرد. .

آثار ارجاع شده

  • بانر ، زنان در آمریکای مدرن لوییس W: تاریخ مختصری. اورلاندو ، فلوریدا: هاركورت بریس و شركت ، 1995. بلانك ، دیوید. فرهنگ عامه مردم آمریکا در طول تاریخ: دهه 1910. وستپورت ، سی تی: گرین وود پرس ، 2002. فوکایی ، آکیکو. مد: تاریخی از قرن 18 تا 20: مجموعه موسسه لباس کیوتو. لس آنجلس: Taschen، 2006. Kunzle، David. مد و فتیشیسم: تاریخ اجتماعی کرست ، تنگ و سایر اشکال مجسمه سازی بدن در غرب. Totowa، NJ: Rowman & Littlefield، 1982. Marty، Myron A. Life Daily در ایالات متحده، 1960-1990: Decades of Discord. Westport، CT: گرین وود پرس ، 1997. سیکلز ، رابرت. فرهنگ عامه مردم آمریکا در طول تاریخ: دهه 1940. Westport، CT: Greenwood Press، 2004. Wilcox، R. Turner. پنج قرن لباس آمریکایی. نیویورک: پسران چارلز نویسنده ، 1963. جوان ، ویلیام H. فرهنگ عامه مردم در طول تاریخ: دهه 50. Westport، CT: گرین وود پرس ، 2004