افسانه ها ، تاریخ ها و خرافات مشهورترین جواهرات جهان

سنگهای قیمتی و تاریخچه

سنگ های قیمتی تخیل مردم را از زمان های بسیار قدیم به تصرف خود درآورده اند. از آنها به عنوان اعلامیه های عشق ، غنایم جنگ ، هدایا برای نشان دادن تکریم و به ویژه به عنوان سمبل ثروت و قدرت سلطنتی استفاده شده است. مشهورترین ، چشمگیر و قابل توجه ترین جواهرات در سراسر جهان به دلیل زیبایی های مجرد ، صاحبان سلطنتی و فولکلور جذابشان مشهور هستند. این ها تاریخ ها ، افسانه ها و خرافات اطراف برخی از مشهورترین سنگهای دنیا هستند.

الماس امید

امیدوارم الماس-سی. موسسه اسمیتتون

مشهورترین الماس جهان

مشهورترین الماس جهان بدون شک الماس امید (Hope Diamond) است. این کتاب در گذشت نسل از خانواده های حق امتیاز ، مشهورترین جواهرات و اعضای انجمن عصر گیلد قبل از فرود در خانه فعلی خود گذرانده است ، موسسه اسمیتسونیان در واشنگتن ، دی.سی. Hope Diamond شاید به همان اندازه مشهور باشد به اندازه بسیار عظیمی که دارد (44 قیراط ، در تجسم فعلی خود ، رنگ نادر مایل به خاکستری مایل به آبی تیره ، و خرافات و لعنت هایی که گفته می شود صاحبان گذشته خود را تعقیب می کند.

خاستگاه یک نفرین

داستان امید الماس به قرن پانزدهم برمی گردد که یک تاجر فرانسوی به نام ژان باپتیست تاورنیه یک الماس 112 قیراطی 112//16 را از معدن Kollur در Golconda ، هند خریداری کرد. در آن زمان که Monsieur Tavernier آمد تا سنگ را در اختیار داشته باشد ، تقریباً به شکل مثلثی بریده شد و یک رنگ بسیار منحصر به فرد بود که او را "بنفش زیبا" می نامید. بخشی از داستان لعنت Hope Diamond معتقد است که Tavernier در حقیقت گوهر را از یک مجسمه هندو به سرقت برده است ، اما هیچ مدرکی برای پشتیبانی از این ادعا در دست نیست.

ماری آنتوانت از لعنت خیلی دیر می آموزد

الماس نادر آبی به پادشاه خورشید ، لوییز چهاردهم فرانسه فروخته شد ، که چندین سال بعد توسط جواهرات دربار خود به 67 گوهر قیراطی که به "الماس آبی تاج" معروف شد ، یا چندین سال بعد آن را مجدداً مورد نقد و بررسی قرار داد. "آبی فرانسه" خورشید پادشاه الماس دیدنی و طلایی را به رنگ طلای خود داشت و او را برای مناسبت های تشریفاتی آن را دور گردن خود می پوشاند. آبی فرانسوی توسط پادشاه بعدی ، لوئیس پانزدهم ، به جواهرات تشریفاتی به نام Toison D'Or (دستور پشم طلایی) بازگردانده شد.

تاریخ آبی فرانسه در طول انقلاب فرانسه چرخش جالبی می گیرد. وقتی لوئیز شانزدهم و ماری آنتوانت سعی در فرار از فرانسه و سرنوشت نهایی آنها کردند ، جواهرات تاج در سال 1791 به دولت تحویل داده شد. آنها در یک مکان محافظت نشده نگه داشته شدند ، که در سپتامبر 1792 دزدیده شد. بیش از یک سال بعد ، و افسانه ای فرانسه آبی به مدت دو دهه ناپدید شد.

الماس نام خود را می گیرد

در سال 1812 یک الماس آبی 44 قیراطی در لندن ظاهر شد ، که اعتقاد بر این است که الماس آبی فرانسه است. گمانه زنی هایی وجود دارد که گوهر برای کمک به پنهان کردن منشاء آن مورد استفاده قرار گرفت. به هر حال ، فکر می شود که فروشنده دانیل الیاسون آن را به پادشاه جورج چهارم انگلستان فروخته است ، و دومین خانواده سلطنتی اروپایی را به خود اختصاص داده است که دارای این گوهر خارق العاده است. پس از مرگ پادشاه در سال 1830 ، برای تسویه بدهی های او فروخته شد و دفعه بعد که الماس در آن ظاهر شد ، متعلق به هنری فیلیپ هوپ بود که پس از وی نام این گوهر قرار گرفت.

الماس بهترین دوست بدهکار است

این الماس پس از طی کردن چندین نسل از امیدها ، بار دیگر به فروش رسید تا بدهی های خود را بپوشاند ، این بار بدهی های قمار لرد فرانسیس هوپ. این سنگ قبل از اینکه توسط جواهرگر افسانه ای پاریسی ، پیر کارتیه در سال 1909 خریداری شود ، از چند دست دیگر عبور کرد. گمانه زنی هایی وجود دارد مبنی بر اینکه ممکن است کارتیه دست خود را در گسترش و ترویج افسانه لعنت الهام Hope Diamond داشته باشد. از تلاش برای فروش آن به خانم Evalyn Walsh McLean از واشنگتن ، خانم مک لین اعتقاد داشت که بد شانس می تواند به دست شانس در دستان خود تبدیل شود ، ادعایی که ممکن است با مرگ زودهنگام دو فرزندش مورد اختلاف واقع شود. و تعهد نهایی شوهرش به پناهندگی. با این وجود ، کارتیه پس از بازگرداندن الماس امید به سبکی بیشتر به دلخواه خانم مک لین پیروز شد و گوهر خیره کننده در سال 1911 با مالک جدید افتخارآمیز به خانه رفت.

خانم مک لین و الماس امید

لیدی آن را فلاونز می کند

هرگز از پوشیدن جواهرات عجیب و غریب او خجالت نکشید ، خانم مک لاین الماس امید را به طور مرتب پوشید. او الماس آبی را به حالت فعلی نصب کرده بود که امروز می توانیم ببینیم ، آویز محصور شده توسط شانزده گلابی سفید و الماس به شکل کوسن که از یک زنجیره با 45 الماس سفید دیگر دور افتاده است. در صورتی که این کافی نبود ، خانم مک لین نیز عسلی روی آویز داشت تا بتواند یکی دیگر از الماسهای چشم نواز خود را در قسمت پایین الماس امید ببندد.

آخرین امید الماس بی خطر است

به محض مرگ خانم مک لین در سال 1947 ، امید الماس به یک جواهرساز مشهور دیگر ، هری وینستون از نیویورک فروخته شد. وی این سنگ شناخته شده را بر روی یک نمایشگاه از نمایشگاه های خیریه قرار داد تا اینکه در سال 1958 آنرا به موسسه اسمیتسونیان اهدا کرد ، جایی که امروز نیز باقی مانده است ، با خیال راحت در مورد شیشه های ضد گلوله که سه اینچ ضخامت دارد قرار گرفته است. اگرچه نفرین فرض شده Hope Diamond بخش جالبی از میراث آن است ، اما تا حد زیادی ساختگی به نظر می رسد ، و مطمئناً هیچ مشکلی به دلیل مالکیت این جواهر قابل توجه برای اسمیتسونیان نیامده است ، در حالی که حضور آن بازدید کنندگان بی شماری را به سمت خود جلب کرده است. موزه.

ستاره هند

یک ستاره متولد شده و ناپدید می شود

Hope Diamond تنها سنگ های قیمتی خارق العاده ای نیست که عموم مردم می توانند در ایالات متحده از آن بازدید کنند. ستاره هندوستان با وزن 563.35 قیراط شگفت انگیز است ، یک گلف یاقوت کبود ستاره آبی با ابعاد توپ گلف به نظر می رسد بزرگترین در جهان است. نام "ستاره هند" در حقیقت یک اسم نادرست است ، زیرا کورنوم فوق العاده در واقع در سریلانکا (یا سیلان ، همانطور که قبلاً شناخته شده بود) بیش از سیصد سال پیش کشف شد.

ستاره هند پس از پیدا شدن در سری لانکا ، راهی هندوستان شد ، جایی که معامله گران Moor آن را به یک فروشنده اروپایی بی نام و نشان فروختند (که احتمالاً به همین دلیل است که یاقوت کبود ستاره هرگز در جواهرات تاج انگلیس به پایان نرسید). این سنگ احتمالاً در سری لانکا بریده شده بود ، که یک عمل بسیار ظریف بود. اگر دستگاه برش به اشتباه علامت خود را اشتباه می داد ، ستاره های امضاء (اثر ستاره) به جای اینکه در مرکز یاقوت کبود قرار بگیرند ، به یک طرف ختم می شدند.

ستاره هند شاید مانند بسیاری از سنگهای مشهور جهان از دست سلطنتی اروپا نگذشته باشد ، اما یک مالک بسیار مشهور داشت: JP Morgan American. مورگان از بنیانگذاران موزه تاریخ طبیعی نیویورک بود و وی در سال 1900 یاقوت کبود نفیس را به موزه اهدا کرد ، جایی که تا زمان سرقت در سال 1964 باقی مانده است. این سرقت یکی از بزرگترین دزدان سنگهای قیمتی در تاریخ آمریکا بود. نه تنها ستاره هند ، بلکه چندین سنگ قیمتی دیگر نیز شامل می شود.

فراموش نکنید که باتری های زنگ خطر را بررسی کنید

داستان مثل چیزی خارج از یک فیلم است. سارقان دریافتند که سنگهای قیمتی در موزه تاریخ طبیعی بسیار ضعیف محافظت می شوند و در طول موزه یک پنجره حمام را باز می کردند. هنگامی که آنها بعد از اینکه موسسه برای شب تعطیل شد ، برگشتند ، مطمئناً ، پنجره هنوز باز بود ، و درست در حال صعود بودند. ستاره هند تنها گوهر بود که زنگ خطر را به همراه داشت و به عنوان شانس آن را داشت ، باتری را روشن کرد. زنگ مرده بود سارقان با غارت خود ، كه بعداً با آن دست به سرقت زدند ، دست به كار شدند. باور کنید یا نه ، ستاره مشهور جهان هند از قفل ایستگاه اتوبوس در میامی بازیابی شد! این گوهر به موزه تاریخ طبیعی برگردانده شد ، جایی که احتمالاً امروزه تحت امنیت شدیدتری قرار دارد.

الورم اورلوف

الماس اورلوف نشان داده شده وارونه

الورم اورلوف

یكی از دیگر سنگهای برجسته جهان الماس اورلوف است كه به دلیل شمارش گریگوری اورلو ، یكی از دوستداران پیشین امپراطور روسیه ، كاترین بزرگ نامگذاری شده است. شاید قابل توجه ترین نکته در مورد الماس اورلوف شکل آن باشد که مانند یک تخم بزرگ بزرگ تخم مرغی به اندازه نصف است. یکی دیگر از ویژگی های منحصر به فرد الماس تقریباً 189.62 قیراط این است که برخلاف بیشتر الماس های شناخته شده جهان ، هرگز به جای اینکه در فرم اصلی گل رز هندی خود باقی بماند ، هرگز به نسبت های مدرن مورد توجه قرار نمی گرفت. تاریخچه الماس اورلوف یک ثروتمند است که شامل سرقت ، عشق بی حد و حصر و گنج های بزرگ جهان است.

معمول ترین تئوری تاریخ اورلوف به یک معبد مقدس هندو در میسور هند باز می گردد. معبد سری Ranganathaswamy با هفت محوطه غنی شده ، و ایمنی سنگهای قیمتی آن در داخل محاصره شده است. الماس که اکنون تصور می شود اورلوف یکی از چشم های مجسمه موجود در داخل معبد است. افسانه این را نشان می دهد كه یك بیابان فرانسوی از جنگهای كارناكی در مورد الماسهای غیرقابل توصیف با ارزش در داخل معبد شنید و برای دستیابی به پناهگاه داخلی (كه چند سال طول كشید) به هندوئیسم گروید. سرانجام ، فرانسوی ها الماس عظیم سفید را با رنگ سبز مایل به سبز به سرقت بردند و آن را در حدود سال 1750 به مادراس بردند و در آنجا از میان چند خریدار عبور کرد.

یک نظریه متناوب وجود دارد که معتقد است الماس اورلوف پس از سرقت نه از یک معبد هندو بلکه از نادرشاه ، پادشاه پارس به روسیه آمد. شاه صاحب الماس معروف به مغول بزرگ بود که پس از ترور وی در اواسط قرن 18 به سرقت رفت.

برخی بر این باورند که الماس بزرگ مغول همان شخصی است که اکنون با نام اورلوف شناخته می شود ، اگرچه شکل بسیار غیرمعمول نیمه تخم مرغ Orlov تمایل دارد این سناریو را کمتر محتمل کند ، زیرا با حساب های شکل مغول بزرگ کاملاً جیب نمی خورد. .

ملکه می خواهد آنچه او می خواهد دریافت کند

پرتره الكتری پتروویچ آنتروپوف از كاترین بزرگ.

الماس برای سلطان سلطان

یک ملکه ، یک الماس ، و یک تعداد

صرف نظر از این که این الماس از چه کسی به سرقت رفته است ، مشخص است که در سال 1774 توسط کنت اورلوف خریداری شد ، در تلاش برای جبران دوباره عشق کاترین کبیر ، عاشق سابق خود که او را برای گریگوری پوتمکین کنار گذاشته بود. گفته می شود کاترین بزرگ الماس منحصر به فرد را طلب می کند و وقتی کنت اورلوف آن را به او تقدیم کرد ، واقعاً خوشحال شد و او نام او را پس گرفت. (با این حال هیچ آشتی عاشقانه بین کاترین کبیر و کانت اورلوف وجود نداشت.)

الماس خیره کننده به نام اورلوف در یک مخزن که امپراطوری برای نگهداری از آن طراحی کرده بود ، قرار گرفت. The Imperial Scepter که در سال 1784 ساخته شد ، اورلوف را به نمایش گذاشت که با ضلع گنبد آن رو به جلو قرار داشت. بالای الماس اورلوف یک عقاب بزرگ دو سر با اسلحه روسیه بر روی سینه های آن در مینای دندان ریز بود. Imperial Scepter اکنون در صندوق الماس مستقر است که در کرملین در مسکو برگزار می شود. بازدید کنندگان هم اکنون می توانند شاهکار خارق العاده امپریال با الماس اورلوف را به عنوان بخشی از تورهای هدایت شده از رجالیا تزاری که با قرار ملاقات در دسترس هستند مشاهده کنند.

ما می توانیم همه آنها را ببینیم

اگرچه اکثر ما هرگز نمی توانیم امیدوار باشیم که یک الماس عظیم آبی را در یک آویز بپوشیم ، صاحب یک یاقوت کبود به اندازه یک توپ گلف خود باشید ، یا یک اسکاستر را به همراه یک الماس به اندازه یک تخم مرغ حمل کنید ، اما سنگ های قیمتی خارق العاده ای هنوز قدرت مجذوب کردن ما را ندارند. زیبایی های جذاب ، منشا جذاب و افسانه های جذاب آنها جذابیت این شگفتی های کاملاً بی نظیر را افزایش می دهد. خبر عالی برای هر گونه سنگهای قیمتی این است که بسیاری از افسانه ای ترین جواهرات جهان اکنون در معرض دید عموم هستند تا هرکسی بتواند از دیدن آن لذت ببرد.